سایت جدید مرمت
با مرکزیت دانشگاه های آپادانا و حافظ سایتی جدید بنام ،مرمت واحیای بناها و بافتهای تاریخی با آدرس:
( maramat.vcp.ir) راه اندازی شد از همه دوستان دعوت به همکاری می شود .از این پس تمامی مطالب خود را می توانید درون سایت بگذارید ،تالار های گفتگو ،گالری های عکس و... جزو امکانات این سایت است .
کرکسیون
به اطلاع می رساند جهت کرکسیون درس طرح مرمت بخش آسیب شناسی و سازه های سنتی از ساعت 9صبح لغایت 12 در دانشگاه آپادانا حضور به هم رسانید .
احتراما بدون کار و با کار ناقص تشریف نیاورید.پ
محمودزاده
معرفی چهاربرکه لارستان
اصالت و یکپارچگی در حفاظت میراث فرهنگی(قسمت اول)
مفاهیم حفاظت و یکپارچگی در حفاظت میراث فرهنگی
موضوع حفاظت و مرمت به عنوان یک فرایند فرهنگی،با چگونگی درک اصالت یک منبع میراث فرهنگی ارتباط تنگاتنگی دارد.
کیفیت درک اصالت یک منبع خاص نیز به میزان درک ویژگی ها و ارزش های خاص آن بستگی دارد.تنوع منابع،اصالت و ارزش های میراثی باعث گردیده که بینش های حفاظتی و پاسخ های مرمتی الزاما متفاوت باشند.به همین لحاظ برای حفظ اصالت یک منبع میراث فرهنگی با توجه به زمینه خاص آن،لازم است بطور خاص مطالعه و تفسیر های مجردی صورت گیرد.
یکپارچگی
· واژه یکپارچگی
از دید واژه شناسی «یکپارچگی» به معنای «تمامیت»،«در بر دارنده بودن»،«کامل بودن» و «خالص بودن» است و حالتی از یک «چیز» را می رساند که در بر دارنده تمامی مولفه های آن بوده و «نشکسته»،«تقسیم نشده»، به لحاظ مادی،«کامل» و بری از هرگونه آسیب یا نقص ذاتی باشد.یکپارچگی می تواند توصیفی از یک شی ،یک متن ادبی و غیر از اینها باشد.
(intergrity برگرفته از واژه لاتین intgritas به معنی wholenss (تمامیت،اکمال)،entireness (تمامیت،فراگیرنده)،completeness (کامل بودن)،purity (خالص بودن)نشکسته و تقسیم نشده،به لحاظ مادی تمام و کمال،حریم آن محفوظ مانده،بری از لطمه ذاتی است.)
· سابقه
در گذشته در کنوانسیون میراث جهانی بیشتر در خصوص حفاظت از محوطه های میرا ث طبیعی بکار میرفت.اما تجارب اخیر،اهمیت یکپارچگی و اصالت را در پیوند با بستر تاریخی-فرهنگی مربوط آشکار ساخته است.
· توصیه های بین المللی
توصیه یونسکو در مورد حفاظت از مناطق تاریخی بدین شرح است:هر اثر تاریخی با محیطش باید به عنوان یک کل یکپارچه تلقی گردد که ماهیت خاص اینگونه نواحی در فعالیت های بشری به همان اندازه ابنیه،در پیوستگی مولفه های سازنده، سازماندهی فضایی و محیط اطراف متجلی است(توصیه یونسکو،1976،بند 3).کلیه عناصر موثق از جمله فعالیت های بشری،بدین سان دارای اهمیت در رابطه با کل هستند که نباید مورد بی توجهی قرار گیرند.ثروت ها یا اثرهای تاریخی(از یافته های باستان شناسی تا بناها)همراه با مولفه های محیطی شان فهم و بازشناسی می شوند.
مفهوم یکپارچگی
مفهوم یکپارچگی نه تنها به منظر کالبد،بلکه به ویژگی های ذاتی یک شی در پیوند با بستر فرهنگی-تاریخی آن میی پردازد.مفهوم مذبور را برای چشم اندازهای فرهنگی در مقیاس های گوناگون نظام های طبیعی،از شرایط زمین شناختی و هیدرولوژیکی،پوشش گیاهی و جانوری گرفته تا استقرارهای بشری،خلاقیت های بکار رفته برای کنترل یا چیرگی بر محیط طبیعی،تداوم سنت ها،کالبدی و عناصر معماری بکار برده اند.
یکپارچگی از زمانیکه بشر بدون کمترین توجه به زیرساخت های یکپارچه محیطی،آغاز به تخریب این ساختارهای بنیادین کرد،اهمیت روزافزونی یافت.با بررسی های به عمل آمده یکپارچگی چشم اندازهای فرهنگی را می توان از دیدگاه بصری،کاربردی و ساختاری(حفظ روابط متقابل فضایی)،و در مقیاس های بزرگ،میانه و کوچک ردیابی و مشخص کرد.
مفهوم یکپارچگی در مرمت از مقیاس اثر تا مقیاس منظر فرهنگی قابل بررسی است.
(اصالت و یکپارچگی در حفاظت میراث فرهنگی.محمد حسن طالبیان)
معرفی چهار برکه لارستان
چهار برکه
چهار برکه نامی است که اهالی لارستان آب انبارهای چهار بخش را به این نام می خوانند.
این برکه ها طرحی صلیبی با پایه های هم اندازه و گنجایش آب چهار برکه را دارند.
از آنجا که لارستان در منطقه ی کم باران کشور قرار دارد ارزش آب و نگهداری آن از اهمیت بالایی برخوردار است.
معماران سنتی این منطقه با ذکاوت خاص خود این طرح را برای آب انبارهایی اجرا می کردند که در مسیر رودخانه ها قرار داشته تا هنگام بارندگی و جاری شدن آب در رودخانه ها، بوسیله ی راه آب هایی، بتوانند مقدار زیادتری از آب را در یک آب انبار ذخیره کنند.
در منطقه ی بگال- شمال غربی لارستان- در مجاورت رودخانه ای فصلی چندین آب انبار وجود دارد که دو نمونه ی آن چهار برکه است.
چهار برکه ی ابتدای راه از قدمت بیشتری برخوردار است و بخش اعظم آن اکنون زیر خاک است، راه آبی دارد به رودخانه ی فصلی و همیشه پر آب است وهنگام بارندگی با آب تازه پر می شود. اهالی همان منطقه، از آب آن جهت آبیاری زمین و آشامیدن استفاده می کنند. اما چهار برکه ی بعدی که تنها چند متر با برکه ی قبلی فاصله دارد، خشک مانده است. چرا که راه آب ارتباطی آن با رودخانه مسدود شده است و خشک ماندن آن سبب شده تا طرح بی نظیر چهار برکه کاملا نمایان باشد و زیبایی های آن هر چه بیشتر به چشم آید. آنچه در مورد این آب انبارها بسیار جلب توجه می کند همین طرح خاص آنهاست.
در روزگاران گذشته، اعتقادات دینی و اسطوره ای سر منشاء بسیاری حرکت های انسانی بوده است. درون و ذات هر پدیده ای که رخ می داده به نوعی به اسطوره و دین پیوند می خورده و هنر بهترین وسیله برای نمایش این تفکر دینی و اسطوره ای بوده است.
برخی نقش ها و نمادها صرفا تصویر نبودند، بلکه نماد یک عقیده و سمبل دینی بودند.از میان این نشانه ها می توان به صلیب اشاره کرد.
صلیب با چهار بازوی مساوی، که ابتدا درون یک دایره محاط بوده است، چهار جهت اصلی آن در بین النهرین نماد چهار جهت اصلی طبیعت و بادهای باران زاست که نماد آسمان، آب و هوا است.
در ساخت چهار برکه ها نیز این قاعده رعایت شده است. چهار راسته ی برکه رو به شمال، جنوب، شرق و غرب دارند.
سابقه ی این طرح در ایران قدیمی تر از 500 سال قبل از میلاد است.هر شاخه ی این علامت که به پروانه های آسیای بادی و آبی بی شباهت نیست، جای یکی از عناصر یا مظهر یکی از عناصر آب، باد، خاک، و آتش بوده است که بر روی هم با گردش و چرخش خود نظام طبیعت و ذات آفرینش را حفظ می کنند و حرکت و تغییر و یا حیات و ممات بوجود می آورند.
گذشته از اینها عدد چهار به عنوان عددی مقدس در معماری، نشاندهنده ی چهار جهت اصلی، چهار فصل سال، اضلاع مربع، بازوان صلیب، چهار عنصر، چهار ستون عالم، چهار مزاج و... است. چهار نمادی است از دنیای مستقر و سازمان یافته که حرکت در آن، از نقطهای ساکن آغاز میگردد و با رفتن به چهار سوی اصلی، صلیب یا مربع را میسازد.
از دورترین اعصار از چهار برای نشان دادن آنچه مستحکم، ملموس و محسوس است استفاده میشد و ما همه ی اینها را در طرح چهار برکه و همچنین بازار قیصریه به خوبی شاهدیم.
از دیگر نکات قابل توجه در طرح چهار برکه پیوستگی زیبای مربع و دایره در مرکز صلیب و همچنین نورگیر های زیبای سقف هاست.
پیوستگی میان دایره و مربع، همواره نمایانگر آسمان و زمین و پیوستگی آن دو است. اگر دایره نماد آسمان است، مربع نماد زمین است و اگر دایره نماد زمان باشد، مربع نماد مکان است. در معماری ایرانی (اسلامی) مربع به دایره (گنبد) تبدیل میشود و این یعنی اینکه از شکلی که ابتدا و انتها و آغاز و پایان دارد به شکلی که نه ابتدا و نه انتها و نه آغاز و نه پایان دارد میرسیم.
برقراری ارتباط میان انسان ها و محیط پیرامون آن ها، دلایلی است برای معنا سازی و گسترش دادن خطوط و شکل ها در قالب نماد و تصویر. اما نمادها جنبه ای وسیع تر از ذهن انسانی و پیچیدگی هایش را بیان می کند.
اکنون با اندک توضیحاتی که داده شد، به این نکته پی میبریم که معماری و بنای چهار برکه بر اساس تفکری مقدس و هدفمند شکل گرفته است و اینها همه علم و زیرکی ها ی معماران سنتی لارستان را به وضوح نشان می دهد.
برگرفته از وبلاگ www.ebrahimi-m.persianblog.com
اطلاعیه
اخلاق در مرمت
مرمت، اقدامی است که رابطه بین اثر و مرمتگر (انسان) را مشخص میسازد. مرمتگر، انسانی است متخصص و هنرمند که نگاه عمیق به تاریخ دارد و مهمتر آنکه امروزییست و انسانی معاصر. او را جاذبه عشق به تاریخ، هنر و بالاتر از همه انسان به این کار کشانده است.
او انسان بیتفاوتی نیست و نگاهش به اثر تاریخی از روی شناخت و عشق است و این عشق است که انگیزهایست برای شناخت او و رابطه او با اثر رابطهای عاشقانه، عالمانه و هنرمندانه است.
مرمت پیش از آنکه یک حرفه باشد، ترضیه روح و طلب رضای خداوند است. به گفته متفکری، مرمت ماموریتی است که پیش از آنکه نبوغ بخواهد شناخت میخواهد، بردباری میطلبد تا باروری، وجدان میخواهد تا هیجان، شرافت میخواهد تا تحصیل منفعت، در این وادی نباید به دنبال کسب و کار بود، بلکه باید خود را وقف کرد.
مرمت تواضع میطلبد، خودخواهی و منیت برای این کار آفت است. آن روزی که مرمت تمام شود و نیت مرمتگر در آن رنگ گیرد و انعکاس یابد، اثر شخصیت میبازد.
مرمتگر باید طوری عمل کند که کار او تاریخ را به بیان آورد و آن را تدوام بخشد. کار او تداومی تاریخی و استمراربخشیدن به آن است. بیش از هرچیز، مرمتگر امانتداری پرهیزکار است. آنچه دردست او است امانتی است که با درستی و صداقت باید به نسل بعد بسپارد.
مرمتگر چهرهای چندبعدی دارد:
- او عالمی است که از تمام امکانات روز در کار خود بهره میبرد.
- او مورخ هنر است برای آنکه اثر را بتواند در جریان هنری که در آن بهوجود آمده قرار دهد و آنرا درک کند.
- او هنرمندی خلاق است که از طریق کشف و شهود، آن بخشهای به اجرا درنیامده و یا از بینرفته را بتواند دریابد و پیدا کند.
- او باید منتقدی هنری باشد برای آنکه بتواند ارزشهای آن را قضاوت کند که همین خود رابطه او با اثر را مشخص میسازد و در اتخاذ روشها و راههای مرمتی، اثر قطعی میگذارد.
مرمتگری در عینحال، نوعی ریاضتکشی است، خلق و خوی صنعتگران سنتی را میطلبد که وجود خود را در اثر ذوب میکند و آنچه میآفریند ندا اداست که اصالت فطری انسان است و تدوامی است از حرکت انسان متعالی در تاریخ.
جمع یک چنین شرایطی در وجود یک فرد، دلیل عدم دستیابی به مرمتگران کامل است. از همین جهت توصیه میشود افرادی که نتوانند این شرایط را تحصیل کنند و در وجود ایشان یک چنین زمینه و عطشی فراهم نباشد، به این وادی پانگذارند.
مرجع: "از سخنان ارزشمند دکتر شیرازی در مورد اخلاق در مرمت"، بروشور مراسم یادبود استاد مرحوم دکتر باقر آیتالهزادهشیرازی، مهرماه 1386.
قابل توجه افرادی که کد کاربری دریافت کرده اند!
جدیدترین کتابهای مرمتی
نویسندگان : دكتر فرهنگ مظفر - نیما ولی بیگ
انتشارات گلدسته
|
كتاب «نگره نگاهداشت معاصر» نوشته سالوادور میونز ویناس با ترجمه فرهنگ مظفر، فاطمه مهدی زاده و حمید فرهمند بروجنی روانه بازار كتابفروشیها شد._
به گزارش خبرگزاری كتاب ایران(ایبنا)، حمید فرهمند بروجنی، درباره این كتاب توضیح داد: «نگره نگاهداشت معاصر» نخستین كتابی است كه با محوریت مباحث نظری یا مبانی مربوط به حفظ میراث فرهنگی منتشر میشود.
وی ادامه داد: یكی از مهمترین ویژگیهای این كتاب ضمن آموزش رشتههای مربوط به میراث فرهنگی چون «مرمت»، «گردشگری»، «باستانشناسی» و «موزهداری» مجالی برای مطالعه میان رشتهای است. موضوع این نوشتار نگره نگاهداشت معاصر است و شاید مهمترین موضوع مطرح شده این باشد که اساسا چنین نگرهای وجود دارد؟ مولف كتاب معتقد است، شکی نیست که پارهای از برنامهها، ایدهها و دیدگاههای برگرفته از نگرهها یا خردهنگرهها وجود دارد که با نمونههای پیشین کم و بیش، تفاوتهایی دارد، نمونه آن را میتوان در نوشتههای متعدد در مصاحبهها و در خود فرآیند نگاهداشت، شناسایی کرد. البته بهراحتی نمیتوان این ایدههای پراکنده را در قالب یک ساختار فکری نظاممند و مستقل تجسم کرد. در این کتاب تلاش شده با در هم تنیدن بسیاری از این ایدهها در قالب نگرهای منسجم الگوهایی آشکار شود که به دلیل تنوع، کمتر در نظر آمده است. پذیرش وجود یک نگره معاصر متضمن پذیرش وجود یک یا چند نگره غیرمعاصر نیز هست، که شاید بتوان آنها را نگرهای کلاسیک نامید. بنابراین ظاهرا پیش از هر چیز باید مشخص کرد که سخن از چیست، منظور از معاصر، ایدههای نگاهداشتی است که از دهه 1980 به بعد توسعه یافت. ممکن است گفته شود که این صرفا یک تاریخ قراردادی است و برای تفکر معاصر چندین تاریخ قدیمیتر هم میتوان پیدا کرد. ولی همه اینها مثالهای نادری هستند که دهه 1980 میتواند نماینده همه آنها باشد. در این دهه نسخههای دوم و سوم "منشور بورا" و مقالههای انتقادی متعدد درباره برگشتپذیری منتشر شد. همچنین نگره پست مدرنیسم، که بر بسیاری از ایدههای نگاهداشتی تاثیرگذار بود، از رونق افتاد. در فصل نخست این كتاب با عنوان «نگاهداشت چیست؟» تلاش شده که با كوتاهترین شیوه ممکن، تعریفی از نگاهداشت ارایه شود. نگاهداشتی که امروزه میشناسیم فعالیت پیچیدهای است که از سده نوزدهم تاکنون به تدریج قلمرو آن گستردهتر و مفهوم آن عمیقتر شده و به بیان ساده بلوغ یافته است. نگاهداشت همیشه اینگونه نبوده است؛ صرفا چند دهه پیش خیلی سادهتر بود و چند دهه پیشتر از آن حتی وجود نداشت. نگاهداشت واژه شناخته شدهایی است که بیشر مردم آن را درست و به جا به کار میبرند. با وجود این، کاربرد شایسته آن در کار یا نوشتههای نگاهداشت به معنی فهم آن نیست، همانطور که آگاهی از شنا، بر فهم دقیق قوانین ارشمیدس دلالت ندارد. برای فهم دقیقتر فعالیتی مثل شناکردن یا نگاهداشت، معمولا به چیز دیگر، سوای دانش انجام آن فعالیت نیاز است. این كتاب در نه فصل «نگاهداشت چیست؟»، «اشیای نگاهداشتی»، «حقیقت، ابژکتیویته و نگاهداشت علمی»، «افول حقیقت و ابژکتیویته»، «سیر اجمالی در دنیای واقعی»، «از ابژه تا سوبژه»، «دلایل نگاهداشت»، «نگاهداشت پایدار» و «از نگره تا عمل: انقلاب عقل سلیم» نوشته شده است. كتاب «نگره نگاهداشت معاصر» نوشته سالوادور میونز ویناس با ترجمه فرهنگ مظفر، فاطمه مهدیزاده و حمید فرهمند بروجنی در شمارگان 1000 نسخه و با قیمت 6000 تومان از سوی انتشارات گلدسته منتشر شده است. | ||
برداشتی از اساطیر
چند روزی است که نشسته ام و می بینم که شما چه می کنید.
شایعه ای را ردیف کردیم تا شما را خوبتر ببینیم ودیدیم.
باید برایتان داستانی تعریف کنم :
یکی بود یکی نبود
یکی بد بود و یکی خوب
بده خیلی تلاش می کرد که خوبه بد شود و خوبه هر از گاهی دچار یاس و نامیدی می شد .بده سنگ می انداخت آب می بست ،کم می فروخت،توطئه می کرد و همیشه بنظر می رسید که بده روبراه است .همیشه می گفت من روبراهم اما براه نیستم .خوبه خون جگر می خورد ،تمامی بلاهای دنیا سر او می آمد و داشت آهسته هسته خسته می شد به هر دری می زد بسته بود و باز کردن آن از دیروز سخت تر ...................
اما این تنها وسط داستان بود آخر تمامی داستانهای تمامی قوم های دنیا یک جور تمام می شود :
پایان شب سیه، سفید است .
و روز متعلق به خوبان تلاشگر است .حال هر چه می خواهند که بد حاکم شود نمی توانند زیرا بدی دور بی باطلی است بدور خود مانند ماری که بدور خود پیچیده و فشار بر خود می آورد .
پیامم به دوستان ناشناس که جسارت ذکر نام ندارند. در این دوره کسانی را پرورش خواهیم داد که بهترین های ایران خواهند بود کسانی که تا جایی که بتوانیم حمایتشان می کنیم تا بجایی برسند که دود چشمان کسانی شود که چشم پیشرفت خوبان را ندارند .
آنقدر که برایشان مایه خواهیم گذاشت تا اعتماد بنفسی بیابند که روبروی تمام دنیای بد بایستند و دنیایی را که می خواهیم بسازند .
حال می چرخیم و بچرخید .
فتوگرامتری
اطلاعیه
از دانشجویانی كه درس فتوگرامتری را در این ترم انتخاب نموده اند تقاضا می شود حداكثر تا تاریخ دوشنبه 19/مهر/89 نسبت به انتخاب پروژه درس مربوطه براساس فرمت اعلام شده اقدام نمایند.
فتوگرامتری
محل تشكیل كلاس ها ، نیمه اول ترم (8 جلسه)،درس فتوگرامتری،گروه مرمت دانشگاه آپادانا
جلسه اول..........5/مهر/89 ..........دانشگاه آپادانا
جلسه دوم.........19/مهر/89..........مسجد وكیل
جلسه سوم.......26/مهر/89..........مسجد وكیل
جلسه چهارم......3/آبان/89...........خانه زینت الملك
جلسه پنجم.......10/آبان/89..........خانه زینت الملك
جلسه ششم.....17/آبان/89..........مسجد نصیرالملك
جلسه هفتم......24/آبان/89..........خانه فروغ الملك
جلسه هشتم....1/آذر/89.............باغ جهان نما
*ساعات كلاس براساس برنامه زمانبندی اعلام شده از سوی دانشگاه می باشد و تغییری در ساعات تشكیل كلاس ها اعمال نشده است.
**برنامه محل برگزاری كلاس ها در نیمه دوم ترم(8جلسه دوم)متعاقبا" اعلام خواهد شد.
من می توانم من نمی توانم
1-
من می توانم اما خسته ام ............مساوی است با =من می توانم اگر خستگیم رفع شود
من می توانم اما گرسنه ام..........= من می توانم اگر سر شوم
من می توانم اما حال ندارم .........= من می توان اگر سر حال شوم
2-
من نمی توانم زیرا خسته ام ........= من نمی توانم حتی اگر خستگیم رفع شود
من نمی توانم زیرا گرسنه ام ........= من نمی توانم جتی اگر سیر شوم
من نمی توانم زیرا بی حالم .........= من نمی توانم حتی اگر سر حل شوم
3-
من نمی توانم بتوانم................=پس من حتی اگر بتوانم نمی توانم
من می توانم نتوانم................=پی من حتی اگر نتوانم می توانم
4-
من می توانم و اماو زیرا هم ندارد................= پس من می توانم
5-
گردوی دانش سخت است و محکم
لاکن توانم آن را شکستن
با نیروی :
من
می
توانم
برای توانستن باید بتوانید بخواهید که بتوانید
گفتن نتوانستن =نتوانستن
بخواهید =می شود
برخی بناهای بافت تاریخی شیراز
لیست* بناهای پیشنهادی برای درس فتوگرامتری و آشنایی با سازه های سنتی به شرح زیر می باشد:
ارگ كریمخانی،بازار وكیل،مسجد وكیل،حمام وكیل،مسجد جامع عتیق،مسجد جامع نو(شهدا)،كاروانسرای فیل،كاروانسرای روغنی،كاروانسرای گمرك،كاروانسرای احمدی،كاروانسرای زغالی ها،سرای مشیر،تیمچه محمدعلی فاتحی،مسجد نصیرالملك،مسجد مشیر،مسجد سردزك(قدس)،مسجد آقاباباخان،مسجد طاهریه،مسجد علمدار،مسجد آقالر،مسجد علی،مسجد حاج میرزاكریم صراف،حسینیه قوام،امامزاده ابراهیم،امامزاده زنجیری،بقعه علی بن حمزه،بقعه بی بی دختران،كلیسای ارامنه،مدرسه خان،مدرسه مذهباشی،مدرسه مقیمیه،مدرسه حكیم،مدرسه منصوریه،مجموعه هفت تنان،مجموعه چهل مقام،نارنجستان قوام،باغ ارم،باغ گلشن(عفیف آباد)،باغ نظر و عمارت كلاه فرنگی،باغ دلگشا،باغ جهان نما،باغ ایلخانی،عمارت دیوانخانه،خانه زینت الملك،خانه فروغ الملك،خانه منطقی نژاد،خانه دكترصالحی،خانه نصیرالملك،خانه بصیری،خانه دكترمنصوری،خانه تریاكچی،خانه افشاریان،خانه محتشم،خانه سعادت،خانه محمدكریم خدام محمدی.
*بدیهی است كه لیست فوق صرفا" پیشنهاد میگردد و اجباری در انتخاب پروژه درسی از این لیست نمیباشد.
تبلیغات 
