تبلیغات
گروه مرمت دانشگاه آپادانا شیراز - مراحل فهم و شناخت (2)
شنبه 16 مرداد 1389

مراحل فهم و شناخت (2)

   نوشته شده توسط: امین محمودزاده    نوع مطلب :مبانی نظری مرمت ،

ما برای برخورد با موضوع در ابتدا می بایست روش برخورد علمی با سوژه ها و ابژه ها را بلد باشیم به همین منظور مطالب زیر را جمع آوری و ویرایش کردم .همگی بخوانید و با مرور و استفاده از آن میزان صحت و سوالات مطرحه برای خود  ،در این موضوع را بنویسید زیرا این اولین تلاشها برای تدوین روش تحقیق مرمت خواهد وبود و از موضوعات ساده شروع و تا مراحل پیچیده خواهد رسید.
 مراحل روش علمی برخورد با موضوعات:                                

شب است و دیرهنگام به منزل بازگشته اید. از پله ها بالا می روید، در را باز می کنید و دست خود را به سوی کلید برق دراز می کنید. لامپ روشن نمی شود.چرا؟ برای پیدا کردن پاسخ این پرسش، ذهن شما به سرعت مراحلی را طی می کند که به مراحل روش علمی شباهت زیادی دارند.

مشاهده:روبه رو شدن با تاریکی، فشار دادن کلید برق، روشن نشدن لامپ و ...

طرح مسأله1: آیا برق منطقه رفته است؟

فرضیه :اگر برق منطقه رفته باشد، همسایه ها نیز نباید برق داشته باشند.

آزمایش:مشاهده  لامپ های همسایگان

تحلیل:اگر همسایه ها نیز در تاریکی باشند، فرضیه شما صحیح است و اگر آنان برق داشته باشند، فرضیه شما رد می شود.

نتیجه: همسایه ها برق دارند و شما باید فرضیه دیگری را مورد آزمایش قرار دهید.

 

طرح مسأله  2: آیا لامپ سوخته است؟

فرضیه:اگر لامپ سوخته باشد، لامپ های دیگر باید روشن شوند.

آزمایش:کلید لامپ های دیگر را فشار می دهید.

تحلیل:اگر لامپ های دیگر روشن شوند فرضیه شما صحیح است و گرنه فرضیه شما رد می شود.

نتیجه :همه لامپ ها روشن نمی شوند و شما باید فرضیه دیگری را آزمایش کنید.

 

طرح مسأله 3:آیا فیوز کنتور برق پریده است؟

و شما این مسأله و مسائل دیگری را که ممکن است مطرح شوند، به همین شیوه حل می کنید تا سر انجام لامپ خانه شما روشن می شود. پس از روشن شدن خانه، به آشپزخانه می روید تا برای خود غذا بپزید. تعدادی سیب زمینی، گوجه فرنگی و تخم مرغ دارید. طرح مسأله می کنید. آیا سیب زمینی ها را خلال کنم و آن ها را با تخم مرغ مخلوط کنم؟ آیا گوجه فرنگی ها را با تخم مرغ ها مخلوط کنم و املت تهیه کنم؟ آیا سیب زمینی ها را خلال کنم و آن ها را با گوجه فرنگی و تخم مرغ مخلوط کنم؟ و شما تصمیم می گیرید، مسأله سوم را بیازمایید.

فرضیه :اگر سیب زمینی ها را خلال و با گوجه فرنگی و تخم مرغ مخلوط کنم، غذای ابتکاری لذیذی به دست می آید.

آزمایش :غذای ابتکاری را تهیه می کنید.

تحلیل :اگر غذای ابتکاری شما خوشمزه شود فرضیه شما ثابت می شود و شما باز هم این نوع غذا را تهیه می کنید. اگر غذا خوشمزه نشود، فرضیه شما رد می شود و شاید گرسنه سر بر بالین بگذارید.

نتیجه :غذای ابتکاری شما، خوشمزه است

درس : شما تصمیم می گیرید باز هم از این ابتکارها انجام دهید.

این عمل بمنظور آسیب شناسی سازه نیز خواهد بود بعبارتی فرایند

 ( 1- مشاهده

 2-  پرسش

3- فرضیه

 4- آزمایش

 5- نتیجه

6- و درمرحله آخر بررسی بازخورد نتیجه برای مسائل بعدی )

و در این مراحل مشاهده کامل ،نقش حیاتی را داراست  و مهم ترین مسئله فرضیه،شجاعت ابراز و بررسی همه جانبه فرضیه خواهد بود. زیرا در دانش مرمت آزمایش فرضیه اکثرا نتیجه مرگباری خواهد داشت و با بروزاشتباه در فرضیه، اغلب جای جبران نخواهد بود . بنابراین انتخاب فرضیه آزمایش شده نقش مهمی را بازی می کند بهمین منظور شناخت تاریخ مرمت و پیشینه مرمت های بنا بسیار مهم است.

در آخر می توان مراحلی از آغاز یک روش علمی را ارایه کرد:
-1 - اینكه هر سوالی كه در ذهن شما شكل می‌گیرد را بنویسید.

-2 - خوب ببینید.خوب بشنوید خوب لمس کنید ،خوب بچشید و خوب ببویید. چیزهایی كه می‌بینید ویا می شنوید ،می بویید ولمس میکنید، اگر ربطی به سوالهایتان دارد،‌ یادداشت كنید.
دلایل و چیزهایی كه پیدا و ثبت كردید را با وسائلی كه در اختیار دارید آزمایش كنید
-3
4-  نتیجه‌ی هر آزمایش را بنویسید، طبقه بندی كنید و داده‌هایتان رو در جدول قرار بدهید
 5- نمودار بكشید و بایگانی كنید و باز هم برگردید و به داده‌هاتیتان نگاه كنید. اگر آزمایشهایتان به نتیجه نرسیده سعی كنید علتش راحدس بزنید. در مراحل آزمایش اشتباه كردید یا اصلا آزمایشی كه طراحی كردید مناسب نبوده است
.


شقایق حسینی
دوشنبه 5 مهر 1389 11:36 ق.ظ
با سلام
با توجه به صحبت های شما شناخت کامل و درک یک بنا از طریق حواس 5 گانه صورت می گیرد ؛پس جایگاه علم و استفاده از از آن برای شناخت یک بنا در کجا قرار می گیرد؟
پاسخ امین محمودزاده : عقل دریافت کننده و تحلیل کننده است این عقل است که نتیجه گیری می کند
هاجر قوامی
سه شنبه 30 شهریور 1389 09:22 ق.ظ
درود دوباره ....
سئوال دیگری که برای من مطرح است این است که آیا شناخت را من به بیننده می دهم و او را به دیدن آنچه که باید ، رهنمون می کنم ؟ احساس می کنم که اگر اینطور باشد که به نظر هم اینطور می آید پس ممکن است یک سری حس های به خصوص در من قوی تر باشد و حائز اهمیت که از نظر اطرافیانم اهمیت خاصی نداشته باشد و یا بسیار بی توجه از کنار آن بگذرند ...
به طور مثال حس بویایی یا شنوایی...
فکر می کنم که همه ی مبحث شناخت ، بسیار شخصی است ..آیا این گونه است ؟
هاجر قوامی
سه شنبه 30 شهریور 1389 09:13 ق.ظ
درود ....
قبل از اینکه بخواهم راجع به دسته بندی شما فکر کنم آنچه که به نظرم می رسد نوع شناخت است ...
من هنوز نمی دانم که شناخت از کجا می آید و با چه عواملی مرتبط است پس نمی توانم دسته بندی خاصی برای آن قائل شوم و یا مراحلی را برای آن در نظر بگیرم ... امکان دارد پاسخ سئوال من را بدهید تا ذهنم را بتوانم متمرکز کنم ...
با سپاس و احترام ...
فرزانه بیمون نژاد
چهارشنبه 10 شهریور 1389 05:42 ب.ظ
براساس گفته شما در پاسخ به خانم قائمی فر پس برای دیدن هر بنا نیاز به داشتن تمام حس ها نیست و برای هر بنا ترتیب و اولویت بندی حواس متفاوت است. آیا این حرف درست است؟
پاسخ امین محمودزاده : اولیت بندی مهم است اما داشتن تمامی حواس نیز برای فهمیدن تمام تر مهم خواهد بود مثل همان مثال قبلی :
بازدید به قصد مرمت از باغ شاهزاده کرمان
فریده قائمی فر
پنجشنبه 21 مرداد 1389 08:38 ب.ظ
سلام.استاد شما در پاسخ خانم سوفسطایی فرمودین که انسان مدرن برای شناخت متکی به حس بینایی است.جایگاه حواس دیگر در شناخت کجاست؟آیا می توان حواس را اولویت بندی کرد؟ با توجه به صحبت شما قوه ی بینایی ما در اولویت است.و این اولویت بندی بر چه مبنایی است؟و اگر شخصی از یکی از حواس محروم باشد پس شناخت ضعیفتری دارد یا شناخت آن ناقص است؟
پاسخ امین محمودزاده : بله شناخت مجموعه ای است از دانستن ها ومعلومات که از طریق وسایل جمع آوری وسایل شناخت او برای تحلیل به مغز ارسال می شود و حال اگر هر کدام از این معلومات و داده ها کم و یا ناقص باشد مغر اطلاعات اشتباه را تحلیل کرده و برداشتی اشتباه خواهد داد. بعنوان مثال اگر قطعه ای از یخ را بدون اینکه دست بگیری بروی زبانت بگذارند چه می شود؟
بیشتر از احساس خنکی ،احساس سوزش خواهی کرد بنابراین اگر با بینی کریپ و سرماخورده به باغ ارم شیراز بروی قسمتی از مجموعه را درک نخواهی کرد بنابراین کلیت بنا را نفهمیدی و حال سعی در مرمت آن هم خواهی کرد !!!!
مهدی سپهری
یکشنبه 17 مرداد 1389 12:55 ق.ظ
در مثال هایی که زده شد همه چیز از یک شروع و بعد پله به پله جولو رفت که مهمترین بخش این روند بخش امتحان کردن بود با امتحان کردن فهمید چراغ خراب است یا نیست پس آزمایش که این آزمایش کمک به تقویت حس ها و همچنین ایجاد تفکر و تقویت آن شد.حالا من یک مثال می زنم استاد درب اتاق بسته و ما به یک کودک داخل اتاق را شرح می دهیم اینجا اگر ما یک اتاق دیگر را به آن کودک نشان دهیم چه چیزی پاسخ ما را می دهد صرفا تفکر ساخته شده کودک که بر گرفته از تعریف ما بوده است تا زمانی که در اتاق بسته است اگرم درب اتاق باز شود باز هم با توجه به مشاهده جواب ها نزذیک به تعریف ما برای او از اتاق دیگر است شاید در 3 یا 4 اتاقی که کودک ببیند اتاق 5 کاملا برگرفته از دیدن تفکر و همچنین ذهن خود کودک شرح اتاق را بیان می کند.
نتیجه شاید ضعف ما این باشد که فقط شنیده ایم شاید فرصت لمس کردن نداده اند پس برای گرمای دیگ باید دست زد به بدنه آن و مادر جرعت این ریسک را به کودک بدهد نه آن را منع کند.
در کل شاید ما گیج این شدیم که در شناخت بنا همه جوانب را باید دید
soofastaei
شنبه 16 مرداد 1389 12:17 ب.ظ
سلام با توجه به مطالبی که گفتید برای شناخت پیدا کردن نسبت به یک موضوع هم حواس ما درگیر هستند و هم باید از عقل کمک گرفت.
آیا هیچکدام از حواس ما بر دیگری برتری ندارد؟
اگه شخصی نابینا باشد پس هیچ وقت نمیتونه شناخت دقیقی از شکل اجسام داشته باشه به گفته ارسطو"هر کس فاقد یک نوع حس باشد،فاقد یک نوع شناخت است"
و اغلب افراد اینقدر که از حس بینایی و شنواییشون استفاده می کنند از حواس دیگه کمتر استفاده می کنند،چیکار کنیم تا همه حواس در یک مرتبه قرار بگیرند؟
مراحلی که شما عنوان کردید فقط قسمت اول، (مشاهده)، با حواس درگیر میشه و 5 مرحله بعدی نتیجه تفکر است پس در یک شناخت صحیح عقل بر حواس ما برتری دارد؟
پاسخ امین محمودزاده : همینطور است انسان مدرن اغلب برای شناخت محیط و معماری متکی به قوه بینایی است و اگز آن نباشد و یا حتی کند باشد ،در یافت و سپس فهم دچار نقصان اساسی خواهد بود .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر