تبلیغات
گروه مرمت دانشگاه آپادانا شیراز - مبانی آسیب شناسی (5)
جمعه 5 شهریور 1389

مبانی آسیب شناسی (5)

   نوشته شده توسط: امین محمودزاده    نوع مطلب :مبانی نظری مرمت ،آسیب شناسی ،

در پست بعدی می گویم که چگونه می توان یک تیر را سر پا نگاه داشت اما حالا می خواهم موضوعی دیگر را بحث کنم که مورد بحث خانم  مروارید شایان و آقای مهدی سپهری بود و انهم اینکه
 در مرمت سئوال مهمتر است یا جواب سئوال?
این مهمتر است که از دیوار کج شده سئوال خوبی بپرسی و یا جواب خوبی برای آن داشته باشی؟
برای جواب به این پرسش ابتدا بایستی گفت که ابتدا  سئوال می آید و یا جواب؟
عده ای اعتقاد دارند که ابتدا سئوال و سپس جواب سئوال
عده ای می گویند : ابتدا جواب وجود دارد و سپس سئوال از میان جواب دانسته شده بیرون میآید
عده ای هر دو را با هم متصور می شوند اما این موضوعات چه دخلی به مرمت دارد ؟
اگر ماهمیشه  یک اثر را مرمت می کنیم . بنابراین جواب به سئوالات مهمتر از سئوال است بعبارتی مرمت یک جواب و آسیب شناسی و شناخت پرسش هستند .
اما ما گاهی یک بنارا در آخر پروسه حفاظت ، مرمت نمی کنیم .( که  مرمت نکردن با علم، نیز خود گونه ای از مرمت است ) ( جان راسکین )
حال بگویید جایگاه پرسش و جواب در مرمت در کجاست ؟
چگونه پرسشهایی مارا به جواب می رساند ؟
پرسش صحیح کدام است ؟
چگونه می توان پرسشی صحیح کرد ؟
می توانیم به دو مقوله فلسفه و منطق مراجعه کرد و می توان خود پرسشهایی از دانش مورد تحصیل خود کرد.
پرسشهای مناسب برای آسیب شناسی کدام هستند ؟



برچسب ها: مبانی نظری ، آسیب شناسی ،

Valentin
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 08:24 ق.ظ
That is very attention-grabbing, You're an excessively professional blogger.
I've joined your feed and sit up for looking for
extra of your fantastic post. Additionally, I have shared your website in my social networks
هاجر قوامی
یکشنبه 28 شهریور 1389 09:30 ق.ظ
درود ...
سئوال ، بیماری است و جواب ، نحوه ی درما ن...
تا زمانی که بیمار درباره ی بیماری اش علائم درستی را به پزشک ارائه ندهد پزشک نمی تواند درمان درستی را روی بیمار خویش اعمال کند ... پس هر دو دارای اهمیت هستند ...
با این تفاوت که در علم مرمت بیمار(بنا) قادر به پاسخگویی نیست و پرسیدن و پاسخ شنیدن بر عهده ی شخص مرمتگر است ....
نحوه ی سئوال پرسیدن بسته به درجه اهمیت آن موضوعی است که برای شخص مرمتگر مطرح می گردد... سازه ، تزیینات و....
مهدی سپهری راد
پنجشنبه 18 شهریور 1389 03:29 ب.ظ
سلام به همه دوستان و استاد گرام
عید فطر مبارک و نماز و عباداتتان قبول درگاه حق
خانم کشتگر بازم با تمام احترامی که برای من دارین باید بگم من معنی کلمه چالش را اشتباه برداشت کردم و بد از مراجعه به فرهنگ دهخدا فهمیدم و از شما دوست گرامی ممنون که به من چیزی آموختین و در نظر قبلی بعضی قسمت ها بر اساس اشتباه برداشت شخصی من نظر داده شده است.
خانم شایان در مورد بحث انسان رو در رو انشاالله با هم بحث می کنیم
در کل خیلی چیز ها از این آموزش مجازی من یاد گرفتم از همه دوستان و استاد محمودزاده
فرزانه بیمون نژاد
پنجشنبه 18 شهریور 1389 03:46 ق.ظ
با سلام به همه بچه ها :
خانم شایان>>این دو موردی را که شما گفتید من کاملا قبول دارم اما منظور من زیبا سازی و چیزی فراتر از آن است که میبینیم و میدانیم که بوده است و اینکه با این نظر نیز موافقم که جاهای مرمت شده باید مشخص گردد.
در مرمت نباید به دنبال آرمان های دست نیافتنی بود بلکه فقط باید ارزش ها و اصالت ها را حفظ کرد و نشان داد.
خانم فلاح پور>> من با این نظر که تا سوالی نباشد تفکری صورت نمیگیرد و همچنان میگویم تا جوابها نباشند سوالی نیست.
خانم شایان و کشتگر>> همه ی دوره تاریخی مهم است اما چه چیزی به جای گذاشته ایم و داریم به جا میگذاریم، این خیلی مهمه که چیذی که به جا میزاریم.
از همه ممنونم
کشت گر
چهارشنبه 17 شهریور 1389 01:13 ب.ظ
سلام مروارید جان
با نظرت موافقم . من هم می گم هر دوره تاریخی مهمه . اما مردم به این قضیه زیاد ارزش نمی دن .
مروارید شایان
سه شنبه 16 شهریور 1389 11:20 ب.ظ
صفحه سوم:و اما در مورد تاریخ!
اینبار با شما مخالفم.تمامی انسانها تاریخ را می سازند با این تفاوت که نقش برخی بیشتر و برخی کمتر است.نمی خواهم بحث کنم فقط یک سوال:اگر در تمام دنیا فقط پادشاهی بدون مردمش وجود داشت،اصلا می توانست زندگی کند که بخواهد تاریخی بسازد؟اصلا آیا دیگر پادشاهی مفهومی میداشت؟!و یا نگاهی بیندازید به قیام های مردمی در طول تاریخ.آیا اینان همان مردمی نیستند که خانم کشتگر گفتند؟
به همین دلیل ساده که:تاریخ متعلق به همه است،همه نیز در ساخت آن سهیمند.حتی شما دوست عزیز!
در انتها باید بگویم طرف صحبت من فرد خاصی نبود.دوستان لطفا دلگیر نشوید.
مروارید شایان
سه شنبه 16 شهریور 1389 11:19 ب.ظ
صفحه دوم:و اما در جواب به سوال بافت:
به نظر من هر سه مورد که انتخاب هر کدام بستگی به شرایط دارد.و در هر حال هم بافت،هم صنعت و هم انسانها تا حدودی متضرر خواهند شد.اما باید دید هر کدام از این ضررها به منفعت چیزی که در ازای آن بدست می آوریم می ارزد؟
ما در آرمان شهر زندگی نمی کنیم.چیزهایی که شما می گویید مربوط به آنجاست.احتمالا تا به ما برسد دیگر اثر تاریخی نمانده است!
ما چه می توانیم بکنیم؟اکنون و در این زمان؟برای پیرمرد و پیرزنی که در کوچه پس کوچه های بافت زندگی می کنند چه می توانیم بکنیم؟اگر زمانی نیاز به بیمارستان پیدا کنند آیا می توانیمآمبولانسی به در خانه آنها ببریم؟فرض کنید آنها خدای نکرده پدر و مادر شما باشند،باز هم به این راحتی سخن از ارزش و تاریخ و دوئلینگ می گویید؟
آقای سپهری هر کس نداند،شما که خوب می دانید وضع بافت قدیمی شیراز چگونه است.پس کو این صنعت و تکنولوژی در خدمت بافت و مردم؟
ما در کتابهایمان و لابه لای قوانین و راهکارهای مرمتی زندگی نمی کنیم.ما حتی به خودمان زحمت نمی دادیم به اطرافمان نگاه کنیم.بیچاره آقای محمودزاده چقدر تلاش کردند که یادمان بدهند.
حکایت ما حکایت پزشکانی است که برای بیماری قلبی مریضشان شربت سینه تجویز می کنند.لطفا از چیزهایی سخن بگویید که وجود دارند.
در رابطه با بحث خلقت،سوال من چگونگی آفرینش انسان نبود.گویا درست متوجه منظور من از طرح این سوال نشدید.با اینحال ممنون از راهنمائیتان.
من هم از بحث با شما لذت می برم.بحث کردن باعث می شود انسان بیشتر فکر کند.به دنبال سوالهای خودش و دیگران برود.و چیزهای بسیاری بیاموزد.اما من آنقدرها چیزی نمی دانم که بخواهم به دیگری بیاموزم.با اینحال ممنون.این بحث ها برای من فواید زیادی داشته است.چیزهای بسیاری از شما و دیگران آموخته ام.
مروارید شایان
سه شنبه 16 شهریور 1389 11:17 ب.ظ
صفحه اول:سلام به همگی امیدوارم همه به اندازه من و حتی بیشتر، از این بحث ها لذت ببرند و اگر تا به اینجا کسی را نا خواسته رنجانده ام معذرت می خواهم.از تمام کسانیکه وقت گذاشتن و به سوالاتم جواب دادند ممنونم.

ارزش،هویت،دوئلینگ،تاریخ و...
این ها چیزهاییست که همه ما در مورد آنها میدانیم.اما برای حفظ و انتقال آنها عملا کاری نمی کنیم.فهمیدن این موضوع اصلا سخت نیست کافی است یک هفته به چند کارگاه مرمتی و یا به میراث فرهنگی سر بزنید.فکر میکنید چند مرمتگر پیدا میکنید؟برای چند نفر این مسائل مهم است؟
خیلی از کسانیکه کار مرمت انجام میدهند حتی در این رشته تحصیل نکرده اند(البته سوءتفاهم نشود،افراد زیادی هم هستند که تجربه و دانش زیادی دارند و برای کارشان ارزش قائلند.)اصلا خود ما،در نهایت پس از اینکه وارد بازار کار شدیم چقدر به این مسائل اهمیت خواهیم داد؟!و یا با فرض اینکه اهمیت بدهیم،چقدر اجازه اینکار به ما داده میشود؟
اینها فقط شعارهای قشنگی هستند که سرمان را با آنها گرم کرده ایم.
پس از اینهمه سال مرمت در ایران کو ارزشها و هویت ها ودوئلینگهای حفظ شده و انتشار یافته؟کجاست تاثیر مثبت مرمت بر زندگی ما؟
بین ارگ کریم خانی و عمارت باغ عفیف آباد قطعا تفاوت های بسیاری هست.هر کدام شاخصه هایی دارند که باعث میشود آنها را حفظ کنیم اما کداممان میدانیم این تفاوت ها چیست؟ما که مرمتگریم ما که دم از حفظ ارزشها می زنیم!
هیچ از خودتان پرسیده اید تفاوت مسجد نصیرالملک با مسجد وکیل در چیست؟
من به دنبال آرمان های دست نیافتنی در مرمت نیستم،من به دنبال نتیجه ام.نتیجه ای که ارزش حفظ و مرمت آثار تاریخی را داشته باشد.
آقای سپهری در مورد پول و کسب درآمد و پس از آن حفظ آثار کاملا با شما موافقم(احتیاج به توضیح بیشتری نمی بینم،گویا حرف یکدیگر را می فهمیم،یا حداقل در این مورد بخصوص)
در مورد قفل و تابلو روی صحبتم با خانم بیمون نژاد و کشتگر بود اما خب...
راجع به بخش یادگاری رضاشاه،من نیز یادگاری رضاشاه را حفظ خواهم کرد.به نظر من همواره باید حرف اثر را شنید و اینهم بخشی از آن است.بخشی از کار ما حفظ و انتقال تاریخ است بواسطه حفظ آثار حتی اگر این اثر یادگاری گرانقدر!رضاشاه باشد.
کشت گر
سه شنبه 16 شهریور 1389 07:38 ب.ظ
جناب سپهری
مطمئنا در هر فیلد و رشته ای اصطلاحی تخصصی به کار می ره . ما از مردم نمی خوایم تا در مورد منشور ها و یا وندالیزم اطلاعی داشته باشند . شما می دونید که چرا رشته مکانیک وجود داره . مردم هم می خوان بدونن چرا مرمت وجود داره
کشت گر
سه شنبه 16 شهریور 1389 07:34 ب.ظ
سلا جناب سپهری
من نیز با تمام احترام خواهش می کنم که یک بار دیگه متن رو مرور بفرمایید
من کاری ندارم که بچه های مکانیک به خودرو چی می گن ؟ یا تاریخ رو چه چیزی رقم می زنه ؟ شما یک ترم سر کلاس دکتر در مورد ارزش به اندازه کافی به چالش افتادین . همین که دنبال جوابی هستید تا در وبلاگ درج بشه نوعی چالش ذهنیه . مردم مملکت ما اونقدرها هم بی سواد نیستن جناب سپهری . همه نامی از مرمت شنیدن و حداقل فعالیت یک تیم مرمتی رو دیدن . در یک شهر تاریخی با قدمت سیستان ندیدن تیم مرمت حتی زشته . من می گم مردم دلیل مرمت و حفاظت رو نمی دونن . ما مرمتی ها چه کنیم ؟
با تشکر از توجه شما
رویا فلاح پور
سه شنبه 16 شهریور 1389 04:07 ب.ظ
من فکر میکنم بشه جواب خیلی سوال هایی که دوستان مطرح کردن رو تو این جمله پیدا کرد،
"ما فقط در زمان خود به سر نمیبریم تاریخمان را در نهادمان با خود میبریم."
ایران تاریخ، فرهنگ و هویت با ارزشی داره، اما متاسفانه ما درست با اون آشنا نشدیم.
ما فقط مرمت نمیکنیم که ظاهر و سازه یه بنا رو حفظ کنیم، ما باید بتونیم دوئلینگی که در یک مکان وجود داره بشناسیم تا بتونیم ارائش بدیم.
آیدا جان به نظر من این وظیفه ما هست که ارزش یک بنای تاریخی رو به مردم بشناسونیم.
ما هستیم که باید اونقدر جذابش کنیم که حتی خود مردم هم به خاطر از دست دادنش ناراحت بشن و به حفظش کمک کنند.
مهدی سپهری راد
سه شنبه 16 شهریور 1389 04:04 ب.ظ
خانم کشتگر با توجه به تمام احترامی که برای شما دارم اما این را بدانید که تاریخ را در هر دوره ای حاکمیت می نویسد و قدرت.
منظور از چالش؟ اما من با توجه به تمامی مطالب که همه دوستان و شما نوشتین چالشی نمی بینم؟
در رابطه با شخص مثال زده که مکانیک می خواند می دانید که آنها به خودکار هم خودرو می گویند؟ اما ما شاید تا آخر عمر نفهمیم که خودکار را خودرو می نامند ولی با آن کاملا شاید نه اما در حدی آشناییم با توجه به جامه الان از دیدگاه من همه می دانند مرمت یعنی چی و ما چه می کنیم حتی در شهر مرزی به نام جالق در استان سیستان و بلوچستان که جز مردم بومی کسی زیاد به آنجا رفت و آمد نمی کند
رویا فلاح پور
سه شنبه 16 شهریور 1389 03:41 ب.ظ
سلام
به نظر من جواب وجود دارد؛ اما تا سوالی مطرح نشود،تفکری صورت نمیگیرد،بنابر این از وجود جواب هم بی خبریم.
سوال راهی است برای رسیدن به جواب.
وبرای دست یافتن به جواب های خوب باید سوال های خوب داشته باشیم.
سوال خوب نیازمند ذهن خلاقه
کشت گر
سه شنبه 16 شهریور 1389 03:23 ب.ظ
سلام دوستان
فرض کنید که می خواهید برای فردی توضیح بدید که چرا مرمت صورت می گیره ؟ شما در توضیحاتتون نامی از ارزش ، هویت ، فرهنگ رو به زبون میارید . باز هم فرض کنید که فرد سوال کننده مکانیک خونده و اصلا مفهوم ارزش برایش مهم نیست . فکر می کنه که خوب مهم نیست از پیشین چیزی بمونه یا دولت بخواد حتی بابتش اعتباراتی در نظر بگیره . شما چه جوابی برای این فرد دارید ؟
کاش به آمار توریسم داخلی نگاهی بندازیم . چند نفر بعد از سفر به شهری براشون مهمه که حتما بناهای تاریخی رو ببینن ؟
چند نفر به دنبال شجره خود هستند ؟ چند نفر به ایرانی بودن خود افتخار می کنند ؟ هر گاه حرفی از ایران به میان میاد همه می گن خدا بیامرزه کوروش کبیرو . آیا فرهنگ ما رو فقط و فقط کوروش ساخته ؟ پس پیر مرد میمند کرمان دوئلینگ خود رو از کجا پیدا کرده ؟
فکر می کنم ما داریم سر چیزی بحث می کنیم که فرهنگ سازی نشده .
ما به واسطه رشته و اینکه سر کلاس دکتر به چالش کشیده شدیم دید متفاوتی به مرمت داریم و همه می دونیم تاریخ سرزمین چیه ؟
حالا به عنوان مرمت گران ایرانی باید چه کنیم تا مردم هم حرف ما رو درک کنند و دیدن بناها براشون لذت بخش بشه ؟
مهدی سپهری راد
سه شنبه 16 شهریور 1389 02:06 ق.ظ
خانم شایان در رابطه با بحث و سوال های شما از خانم سوفسطایی در رابطه با خلقت آسمان لطفا نظری به آیات 30 تا 34 سوره بقره بفر مایید که پی به سوالی که در رابطه با وجود ما آدم ها بیان شده است پی ببرید
شما کاملا منطقی بحث می کنید و من از بحث با شما لذت می برم امیدوارم همانطور که شما به من در مثال ها و بحث هایتان خیلی چیز ها یاد دادید من هم توانسته باشم به شما کمک در بهتر یاد گرفتن مطلبی کمک کرده باشم
مهدی سپهری راد
سه شنبه 16 شهریور 1389 01:58 ق.ظ
در رابطه با بحث بافت اول سوال لطفا باز هم جواب دهید ممنون می شوم به سه سوال .
برای بحث بافت های تاریخی یا مدرن
روز به روز صنعت رشد می کند و آدم با این پروسه خواسته یا نا خواسته رشد می کند و پیش می رود حال
1_تغییر بافت برای همخوان شدن با صنعت؟
2_همخوان کردن صنعت با بافت؟
3_پاک کردن صورت مسله و احداث بافت جدید همخوان با صنعت؟
لطفا جواب بدهید همه حتی استاد!
دولت فرانسه دارای یکی از بهترین شرکت های ماشین سازی است و مردم فرانسه هم با توجه به این صنعت نیاز به خودرو دارند حال کسانی که در بافت قدیم زندگی می کنند نباید از این محصول به دلیل کم عرض بودن معابر استفاده کنند یا نه دولت باید معابر و هویت شکل گیری پاریس را تخریب و عریض کند تا مردم راحت ماشین خودشان را به داخل بافت ببرند و از این امکانات استفاده کنند؟
اما راه حل بهتر را برگزید ساخت خودرویی کوچک که به راحتی در بافت تردد کند خودروی رنو
حال دیدید که با این مشکل به چه راحتی برخورد شد هم مردم از صنعت خودرو سازی استفاده می کنند و هم هویت پاریس سر جایش ماند
راه های رسیدن به خدا فراوان است مهم انتخاب بهترین است
مهدی سپهری راد
سه شنبه 16 شهریور 1389 01:39 ق.ظ
من گفتم قفل مهم ترین کارش حفظ امنیت است در مرحله بد آیا نیاز به قفل شیک هست یا نه پیش می آید که خوب اگر نظر خودتان را کامل بخوانید جواب سوال خودتان را می بینید در این بخش(چرا که قفل وظیفه اصلی اش که حفاظت است را انجام می دهد.اما اگر قبل از توجه به مسئله امنیت و کاربرد اصلی قفل صرفا قفلی زیبا را برگزینیم که شاید وظیفه اصلی اش را بدرستی انجام ندهد،کار عاقلانه ای نکرده ایم.)
در مورد تابلو من از کسانی هستم که می گوییم زیبایی اثر مهم تر است چون ما تابلو را برای دیدگاه های خاص فقط مرمت نمی کنیم اما می توان بحث فاصله را داشت یعنی تابلو از فاصله نزدیک فقط دیده شود که مرمت شده و آن هم با دیدی کاملا متخصصانه نه عامه و با نظر شما کاملا موافقم اما در بخشی شاید حادثه ای که برای شکستن رخ داده است مهمتر باشد که حفظ آن در همان شرایط بهتر است به طور مثال یادگاری نوشتن در بناهای تاریخی کاملا زشت است اما بر روی ستونی در تخت جمشید یادگاری از رضا شاه است حال ما باید آن را حذف کنیم یا نگه داریم؟ لطفا پاسخ
مهدی سپهری راد
سه شنبه 16 شهریور 1389 01:29 ق.ظ
سلام خانم شایان اول پاسخ سوال شما از من که چرا مرمت می کنم
پول لازمه همه چیز نیست اما نبود آن باعث خراب شدن همه چیز می شود و تا جایی که ایمان را هم از بین می برد من مرمت می کنم در مرحله اول جنبه مادی که این مسله اشتباه برداشت نشود برای من اصالت مهم است ارزش مهم است اما آیا تا زمانی که من پول خرید نان نداشته باشم آیا به نظر شما تخت جمشید مهم است در ذهن من؟ اما با داشتن پول برای خرید نان من هر کاری می کنم تا تخت جمشید را حفظ کنم پس هدف ها گام به گام جلو می رود اگر پدر مادر شما شهریه دانشگاه را ندهند آیا شما می توانم ترم جدید ثبت نام کنم؟ لطفا پاسخ دهید
سوفسطایی
سه شنبه 16 شهریور 1389 01:10 ق.ظ
خانم شایان ما یک ترم بیشتر در مورد ارزش و اینکه چرا مرمت می کنیم بحث کردیم ...
اما اگر به قول شمافعلا فقط یک هدف برای مرمت کردن باشه که اونم سودیه که از صنعت توریسم به دست می آید نمیتونه دلیل خوبی برای مرمت کردن باشه؟(البته من فقط منظورم جنبه مادی قضیه نیست)
ما درسی با عنوان انسان طبیعت معماری گذروندیم ویاد گرفتیم از ابتدا زندگی چگونه شکل گرفت و بشر چگونه توانست خود را با محیط اطراف خود وفق دهد خانم شایان اینها مسائل کمی نیستند و به راحتی نمیتوان تیشه بر ریشه آنها زد
شاید اگر بعضی وقتها گفته می شود باید زیبایی اثری حفظ شود فقط به این فکر نکنیم که زیبایی یعنی ظاهری آراسته ،میتوان زیبایی را در بطن وجود بنا حس کرد
و مطلب دیگه اینکه به همون دلیلی که نمی توانیم به خاطر اینکه میلیونها معماری غلط در دنیا وجود داره معماری رو تکذیب کنیم و بگیم معماری کار مسخره ای به نظر میاد نمیوانیم مرمت های اشتباه را دلیلی بر مرمت نکردن بدانیم .
سوفسطایی
سه شنبه 16 شهریور 1389 12:19 ق.ظ
سلام
دوستان پیشنهاد می کنم نوشته ها رو به دقت بخونید و از برداشت های شخصی غلط اجتناب کنید ممنون
مروارید شایان
دوشنبه 15 شهریور 1389 09:58 ب.ظ
صفحه دوم:
مگر نه اینکه بشر برای بهتر شدن زندگی اش روز به روز تلاش بیشتری می کند؟پس مرمت نیز باید بخشی از این هدف باشد.
اما من نمی توانم بجز یک کارکرد که امروزه بناهای قدیمی(مرمت شده یا نشده)به نفع انسان ها دارند پیدا کنم آنهم سودی است که از صنعت توریسم عاید ما می شود.اما دیگر چه؟
و یا اگر یک بافت قدیمی داشته باشیم که زندگی در آن دشوار است بهتر آن است که آن را همچنان حفظ کنیم و یا بجای آن مکانی راحت برای زندگی بسازیم؟
و یا اینکه یک بنای قدیمی تا کی باید مرمت شود؟مثلا همان نقاشی دیواری،بعد از 100 سال و انجام مرمت های متعدد،آیا همچنان یک نقاشی صفوی مرمت شده است؟
شاید این حرف مخالفان بسیاری داشته باشد،اما تا کنون به این مسئله فکر کرده ایم که مرمت یک اثر می تواند نوعی خیانت به تمام چیزهایی باشد که سعی در حفظشان داریم؟!

از همه بابت طولانی شدن بحث معذرت می خواهم اما دانستن دلیل کاری که انجام می دهم بسیار مهم است، حتی مهم تر از چگونگی انجام آن.

خانم سوفسطایی،پس نظر شما این است که لازمه وجود هر چیزی وجود سوالی در رابطه با آن است؟با این حساب 2 فرضیه وجود خواهد داشت:
1.این جهان بواسطه تفکر ما و بدست ما خلق شده است.(پس خود ما از کجا آمده ایم؟)
2.کس دیگری(شاید خداوند)پس از اینکه سوالی برای کسی مطرح شده،چیزی را آفریده.
پس با این حساب سوالی که قبلا برای کسی مطرح شده،برای کس دیگری سوال به حساب نمیآید.چون نفر اول جواب آن را یافته و بنا بر نظر شما نمی شود جوابی قبل از سوال وجود داشته باشد!
مروارید شایان
دوشنبه 15 شهریور 1389 09:46 ب.ظ
صفحه اول:
در جواب خانم کشتگر،بیمون نژاد و آقای سپهری:
مسئله مهم این است که ما بدانیم برای چه مرمت می کنیم؟مثلا به قول آقای سپهری اگر قفل اتاق ما خراب است در درجه اول نیاز به یک قفل است برای حفظ امنیت،پس از اینکه به این هدف رسیدیم می توانیم به این فکر کنیم که قفل زیبایی داشته باشیم یا نه و اگر بجای یک قفل ساده یک قفل زیبا و تزئین شده را انتخاب کنیم،کار نا درستی انجام نداده ایم چرا که قفل وظیفه اصلی اش که حفاظت است را انجام می دهد.اما اگر قبل از توجه به مسئله امنیت و کاربرد اصلی قفل صرفا قفلی زیبا را برگزینیم که شاید وظیفه اصلی اش را بدرستی انجام ندهد،کار عاقلانه ای نکرده ایم.
حال فرض کنیم تابلویی زیبا داریم که از تماشای آن لذت می بریم،اما گوشه تابلو شکسته است.آیا نباید آن را مرمت کرد به این دلیل که هدف ما حفظ زیبایی است؟من فکر می کنم باید به ویژگی و وظیفه ای که یک اثر بر عهده داشته و برای آن خلق شده است،توجه کرد و چیزی که برای ما در مرمت مهم است حفظ،معرفی و استفاده از این دو مورد است.(البته این نظر شخصی من است،چیزی که اغلب به آن نمی رسیم)
اما نمی فهمم مثلا اگر قسمتی از یک نقاشی دیواری را مرمت می کنیم،با فرض حفظ زیبایی آن،آیا این نکته درست است:«قسمت های مرمت شده باید قابل تفکیک از قسمت های اصلی باشند»(یکی از اصول مرمت).
بعد از 20 بار مرمت در نهایت چه خواهیم داشت؟آیا دیگر کسی رغبت می کند نگاهی به این به اصطلاح زیبایی حفظ شده بیندازد؟
و یا مثلا یک ساختمان خشتی که دلیل اهمیت آن و چیزی که همگان را به تعجب و تحسین وا می دارد،ماندگاری آن پس از سالهاست.اگر یکی از دیوارهای آن آسیب ببیند و پایداری سازه را به خطر بیندازد،کدام کار صحیح تر است:کاری به کار آن نداشته باشیم و بگذاریم از بین برود؟ویا برای مرمت آن از تیرآهن ویا حتی خشت استفاده کنیم؟
آقای سپهری من می دانم برای هر کاری دلیلی هست اما هدف خود شما از مرمت چیست؟(خیلی کلی پرسیدم)
استاد من نمی فهمم چرا؟انگار ما مرمت می کنیم که فقط کاری کرده باشیم.همه چیز بهنظر مسخره می آید.بناهای قدیمی به کالاهای لوکسی تبدیل شده اند که عملا یا اصلا کاربردی ندارند یا به زور برای آنها کاربردی دست و پا کرده ایم که برای آن ساخته نشده اند.حتی کسانیکه آنها را نگاه می کنند شاید ندانند که از چه باید لذت ببرند.
کشت گر
دوشنبه 15 شهریور 1389 08:20 ب.ظ
سلام استاد . راستش مفهوم عالم مثل افلاطون رو خوب متوجه نشدم . می خوام بدونم آیا در مرمت نمود پیدا می کنه ؟
keshtgar
دوشنبه 15 شهریور 1389 08:14 ب.ظ
سلام ندا جان
عزیزم پس چطور خدا ، جهان ، آتش و خیلی چیز های دیگه وجود دارند که بعد ها براشون سوال مطرح شده ؟
مهدی سپهری راد
دوشنبه 15 شهریور 1389 01:59 ق.ظ
خانم شایان:
شما بحث خوبی را گفتید و مثال هایی زدید که کاملا واضح است اما در جایی خودتان جواب خودتان را داده اید (لطفا نظر قبل من را به خوانید اشاره کرده ام کدام قسمت ها) و بعضی جا ها به مثال هایی مراجع کرده اید که شاید لزومی نداشت مانند تخم مرغ یا مرغ اما در رابطه با مرمت ما مرمت می کنیم تا حفظ کنیم به طور مثال قفل درب اتاق شما خراب می شود شما برای احساس امنیت و احساس بودنتان آن قفل را تعمییر یا عوض می کنید که اگر این کار را نکنید شاید اتاقتان مورد هجوم یک سری تغیراتی که دلخواه شما نیست شود
پس شاید ما فقط مرمت می کنیم برای نگه داشتن هر هدفی که داشته باشیم
خانم کشتگر:
زیبایی امری است که از همان اول ما آدم ها به دنبال حفظ آن هستیم که این نشات گرفته از درون و شاید بتوان گفت همان اصالت ما آدم هاست (میل به زیبا بودن و زیبا دیدن) که خداوند بزرگ ما را در این مسیر قرار داده یعنی حس زیبایی ها و لمس آن پس به نظر من نباید این دو را از هم تفکیک کرد یک شی ء زیبا ارزش حفظ دارد البته گاه نا زیبایی دلیلی برای اثبات زیبایی است که آن هم ارزش حفظ کردن دارد
خانم سوفسطایی:
نظر شما کاملا درست هر دو مهم هستند اما شاید با روشن شدن یک شمع و توضیح اینکه شمع چطور روشن می شود راحت تر می توان توضیح داد که لامپ چطوری؟
خانم بیمون نژاد
سوال راهی برای روشن شدن یک سری از تفکراتی که در ذهن ما می گذرد هست حال آیا شما می توانید بگویید سوالاتی که در ذهن خود دارید کدام بهتر است یا کدام بهتر نیست؟ که جواب بهتره را به سوال بهتر و بدتره را به سوال بد تر داد؟ پس هر دو لازمه هم هستند تا آب نباشد نمی توان انتظار محصولی خوب از زمین خشک داشت حتی اگر خاک آن حاصل خیز باشد اما در جایی که آب است گیاهی برای حیوانات رشد می کند که برای انسان مطلوب نیست
مهدی سپهری راد
دوشنبه 15 شهریور 1389 01:59 ق.ظ
خانم شایان:
شما بحث خوبی را گفتید و مثال هایی زدید که کاملا واضح است اما در جایی خودتان جواب خودتان را داده اید (لطفا نظر قبل من را به خوانید اشاره کرده ام کدام قسمت ها) و بعضی جا ها به مثال هایی مراجع کرده اید که شاید لزومی نداشت مانند تخم مرغ یا مرغ اما در رابطه با مرمت ما مرمت می کنیم تا حفظ کنیم به طور مثال قفل درب اتاق شما خراب می شود شما برای احساس امنیت و احساس بودنتان آن قفل را تعمییر یا عوض می کنید که اگر این کار را نکنید شاید اتاقتان مورد هجوم یک سری تغیراتی که دلخواه شما نیست شود
پس شاید ما فقط مرمت می کنیم برای نگه داشتن هر هدفی که داشته باشیم
خانم کشتگر:
زیبایی امری است که از همان اول ما آدم ها به دنبال حفظ آن هستیم که این نشات گرفته از درون و شاید بتوان گفت همان اصالت ما آدم هاست (میل به زیبا بودن و زیبا دیدن) که خداوند بزرگ ما را در این مسیر قرار داده یعنی حس زیبایی ها و لمس آن پس به نظر من نباید این دو را از هم تفکیک کرد یک شی ء زیبا ارزش حفظ دارد البته گاه نا زیبایی دلیلی برای اثبات زیبایی است که آن هم ارزش حفظ کردن دارد
خانم سوفسطایی:
نظر شما کاملا درست هر دو مهم هستند اما شاید با روشن شدن یک شمع و توضیح اینکه شمع چطور روشن می شود راحت تر می توان توضیح داد که لامپ چطوری؟
خانم بیمون نژاد
سوال راهی برای روشن شدن یک سری از تفکراتی که در ذهن ما می گذرد هست حال آیا شما می توانید بگویید سوالاتی که در ذهن خود دارید کدام بهتر است یا کدام بهتر نیست؟ که جواب بهتره را به سوال بهتر و بدتره را به سوال بد تر داد؟ پس هر دو لازمه هم هستند تا آب نباشد نمی توان انتظار محصولی خوب از زمین خشک داشت حتی اگر خاک آن حاصل خیز باشد اما در جایی که آب است گیاهی برای حیوانات رشد می کند که برای انسان مطلوب نیست
مهدی سپهری راد
دوشنبه 15 شهریور 1389 01:37 ق.ظ
سلام
نظر های داده شده خو بود من اول نظر خودم و بیان می کنم بد شاید به نقد نظر ها بپردازم.
سوال را شاید بتوان از دو دیدگاه بررسی کرد:
1_سوالی که از پی یک سری آزمایشات که گاه بطور تصادفی و یا گاه از ضمیر ناخودآگاه شکل می گیرد و به وجود می آید
2_سوالی که در پی یک سری مشاهدات و تفکر به وجود می آید
در نوع اول جواب گاها بعد از انجام آزمایش پیدا می شود (مانند سوال خانم شایاد در رابطه با مثال آتیش) و گاه بعد از آزمایش سوالات دیگری مطرح می شوند که در این مسیر گاه جواب از سوال که جواب اصلی است دور می شود و به مسیری متفاوت می رود شاید بتوان گفت سوال به روش ریاضی که بر پایه نظام جبری است یک سوال به دنبال آن یک فرضه و بعد راه حل که شاید به جواب برسد یا نرسد که همه چیز را می توان گفت بر پایه حدس پیش می برد البته حدسی که به واقعیت نزدیک است.
در مورد دوم انسان با دیدن به تفکر می پردازد و سوال هایی پدید می آید که این سوال ها گاها جواب را به دنبال می آورد مانند مثال خانم شایان در رابطه با نحوه بررسی دکتر و بعد مسیر معالجه که جواب ها و راه حل ها برای بهبود بدست می آید ولی یک سری سوال ها با توجه به شخص سوال کننده پاسخ داده می شود مانند سوال اینکه ما کی هستیم و از کجا آمده ایم که هر چه درجه خالص بودن بالاتر باشد جواب این سوال قوی تر و هر چه پایین تر باشد پاسخ سوال کمرنگتر می شود
به قولی شاید همان سوال بزرگ که خانم شایان ذکر کرده اند باشد
پس سوال همواره هست زیرا انسان همواره آزمایش می کند همواره می بیند و تفکر می کند و شاید همه سوال ها از تفکر به وجود آید (به نظر شخصی بنده)مانند اینکه از شما سوال می شود که مهدی پسر خوبی است یا نه ؟ برای این سوال هم شخص سوال کننده به آن تفکر کرده است و هم شخص پاسخ دهنده را به تفکر وا می دارد که از پی سوال و جواب های بین این دو نفر مهدی پسری خوب یا بد به شمار می رود
ندا سوفسطایی
دوشنبه 15 شهریور 1389 12:47 ق.ظ
سلام
فرزانه عزیزم
"هیچ چیزی نمیتواند از هیچ بوجود بیاید"
پس چطور می توان به جوابی دست یافت که هنوز سئوالی برای آن مطرح نشده است.
فرزانه بیمون نژاد
یکشنبه 14 شهریور 1389 05:06 ب.ظ
سلام
من کم و بیش با نظریات همه موافقم.
خانم شایان گفتند: مرمت کار درستی است؟
مرمت فقط اگر در جهت زیبایی بخشی صورت گیرد اشتباه است اما اگر در جهت استحکام بخشی باشد درست است.
خانم صوفسطایی نیز گفتند: سوال مهمتر از جواب است.
من با این نظر مخالفم زیرا تا جواب و یا همانطور که گفته شد حقیقت هایی وجود نداشته باشد سوالی بوجود نمی آید.
اما پرسش مناسب پرسشی است که باید جواب مناسب و در خور داشته باشد.
soofastaei
شنبه 13 شهریور 1389 08:26 ب.ظ
سلام من اول فکر کردم خوب اینم مثل اینه که بپرسی اول مرغ بوجود آمد یا تخم مرغ ؟ولی حالا فکر می کنم وابستگی مرغ و تخم مرغ به هم خیلی با وابستگی سئوال و جواب متفاوتند، ما میدونیم که هر سئوالی دقیقا جوابی داره حتی اگه ما جواب اون رو بلد نباشیم ولی به این معنی نیست که جواب زودتر از سئوال به وجود آمده من بر این عقیده هستم که برای پیدا کردن جواب حتما باید سئوالی وجود داشته باشه.
سئوال مهمتره یا جواب سئوال؟ هر دو میتونه مهم باشه وقتی هدف ما از سئوالی که میپرسیم مشخص باشه ، بعد از اون دو حالت پیش می آید یا سئوال ما رو به جوابی قانع کننده می رسونه یا جوابی برای سئوالمون پیدا نمیکنیم نه اینکه وجود داشته باشه ما بلد نیستیم مثل این سئوال که همیشه ذهنم رو مشغول کرده:جهان چگونه بوجود آمده است؟ و تا الان هنوز جوابش رو نمیدونم ولی قطعا جواب خواهد داشت حتی اگر فقط یک نفر جوابش رو بدونه
پس هر دو مهمند ولی تا سئوالی نباشه جوابی نخواهیم داشت
آسیب شناسی نمیتونه صرفا پرسش باشه و مرمت جواب اون ما میگیم چرا ترک خورده؟ وجواب اون علت آسیب را بیان میکنه وباز چگونگی و نوع مرمتی که ما انجام می دیم میتونه مقدمه ای برای صدها سئوال و جواب دیکه باشه
"من می اندیشم پس هستم " دکارت
من فکر می کنم سئوال شما واضح بود شما شرایط تعادل یه تیر رو خواسته بودید که این می تونه در شرایط کلی هم بررسی بشه
حالا من یه سئوال دارم:به جای پرداختن به حواشی کار بهتر نیست روی اصل مطلب بیشتر تمرکز کنیم؟
پاسخ امین محمودزاده : خیلی خوب است اما دکارت در واقع می گوید من شک می کنم پس هستم
اما هر موضوع حواشیی دارد که اگر به آن نپردازیم اصل موضوع روشن نخواهد شد بنظرم بهتر است موضوع را با حواشی اموزش دهیم حالا اگر پیشنهاد بهتری دارید حتما عمل میکنم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نمایش نظرات 1 تا 30