تبلیغات
گروه مرمت دانشگاه آپادانا شیراز - مراحل فهم و شناخت (3)
دوشنبه 15 شهریور 1389

مراحل فهم و شناخت (3)

   نوشته شده توسط: امین محمودزاده    نوع مطلب :مبانی نظری مرمت ،


در ادامه بحث شناخت مثالهای زیر را درمورد بعد آورده ام تا دید بهتر از بعد در شناخت معماری به شما  بدهم تا بفمید که با چه موضوعاتی در شناخت معماری در گیر خواهید بود .

نخستین بار اینشتین زمان را به عنوان بعد چهارم مطرح کرد. برای روشن شدن موضوع از دنیای یک بعدی شروع می کنیم تا به دنیای چهار بعدی برسیم.


خط راست مثالی از دنیای یک بعدی است که از نقطه‌هایی پشت سر هم تشکیل شده و فقط دارای طول هست و اجسام تنها روی آن می‌توانند به یک سو حرکت کنند.


صفحه مثالی از عالم دو بعدی است که از مجموعه‌ای از خط‌ها تشکیل شده که فقط دارای طول و عرض هستند.


حجم یا فضای سه بعدی نیز همان دنیای ملموس سه بعدی است که دارای طول و عرض و ارتفاع است.


بعد چهارم یعنی زمان ، نخستین بار توسط اینشتین مطرح شد. پیش از او ، نیوتون فکر می‌کرد که زمان کمیتی است که در همه‌ی عالم یکسان است. یعنی ساعت روی دست شما و ساعتی که در فلان ستاره است یک جور کار می‌کند. به عبارت دیگر زمان در همه جا مطلق است. اما اینشتین نگهی متفاوت به این موضوع داشت. او گفت که برای این که معادله های فیزیک جهان شمول باشند ، یعنی هم روی زمین و هم در یک ستاره ی معین صادق باشند ، باید زمان مطلق نباشد. یعنی زمان حول و حوش ستاره‌ای که خیلی سنگین است، خیلی تندتر می گذرد و روی ی ستاره‌ ای کم جرم تر زمان باید کندتر بگذرد. پس در جایی که هیچ جرمی وجود ندارد (مثل فضای بین ستاره ها) زمان خیلی خیلی کند جلو می‌رود. البته این به معنای خراب بودن ساعت شما نیست ! یعنی اینکه اگر با ساعت خود به آنجا برویم چیزی از کندی زمان نمی‌فهمیم. اما اگر کسی از زمین بتواند ساعت ما را بخواند می‌فهمد که ساعت ما مثل وقتی که روی زمین بود کار نمی‌کند. امروزه در نظریه ابرریسمان جهان با ابعاد بیشتری نیز متصور هستند!


آیا با اتساع زمان آشنایی دارید ؟ یعنی هر چقدر سرعت بیش تر باشد زمان دیرتر می گذرد و برای مثال اگر به نزدیک سرعت نور برسیم گذشت زمان ناچیز می شودواگر بشود با سرعت بیشتر از سرعت نور حركت كرد ،زمان به عقب برمی گردد. این موضوع پیامدی از نظریه نسبیت خاص اینشین است

برای فهم بهتر موضوع به مثالهای زیر نیز توجه کنید :

خط d را در صفحه در نظر بگیرید. اگر O نقطه‌ی دلخواهی بر d و نقاط به ترتیب قرینه‌ی A,B نسبت به O باشند، آیا می‌توان AB را با حركت دادن روی d بر منطبق كرد؟

 

قطعاً پاسخ منفی است. امّا با دوران AB حول O در صفحه، می‌توان آن را بر منطبق كرد یعنی با رفتن به بعدی بالاتر. [ خط یك بعدی و صفحه دو بعدی است]
خط d و مربّع ABCD در صفحه مفروض‌اند. اگر نقاط  به ترتیب قرینه‌ی A,B,C,D نسبت به d باشند، آیا می‌توان ABCD را با حركت دادن در صفحه بر منطبق كرد؟


قطعاً پاسخ منفی است. امّا با دوران ABCD حول d در فضا، می‌توان آن را بر منطبق كرد یعنی با رفتن به بعدی بالاتر [صفحه دو بعدی و فضا سه بعدی است]
اكنون فرض كنید روبه‌روی یك آینه‌ی قدّی ایستاده‌اید و به تصویر و فضای اطراف خود،در آن می‌نگرید. سؤال این است كه آیا با حركت در فضا می‌توانید بر تصویر آینه‌ای خود منطبق شوید؟
قطعاً پاسخ منفی است. پس طبق روال فوق باید به بعد بالاتر برویم، یعنی بعد چهارم! امّا فضای چهاربعدی چگونه است؟ حال بایستی توجه کرد که یک مکعب در سه بعد چگونه است :

این مكعب دارای 6 وجه است. در شكل زیر چگونگی ساختن مكعب واحد سه بعدی با استفاده از مدل گسترده‌اش را ملاحظه می‌كنید:

 

اما در بعد چهارم نیز ما میتوانیم وارد شویم :
در شكل‌های زیر مكعب واحد چهاربعدی و چگونگی ساختن ‌آن را با استفاده ازمدل گسترده‌اش ملاحظه می‌كنید:

 

 

 

 

 



Myles
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 06:36 ق.ظ
I am actually grateful to the owner of this site who
has shared this impressive article at here.
سوفسطایی
چهارشنبه 17 شهریور 1389 07:52 ب.ظ
حالا وقتى بخواهیم به این بعد اول بعد جدیدى اضافه کنیم، این بعد و راستاى جدید باید حتما بر راستاى قبلى عمود باشد. دقیقا مثل محور مختصات. دنیاى یک بعدى مثل محور x است. وقتى مى خواهیم آن را دو بعدى کنیم به آن محور جدید (بالا و پایین )با نام اختصارى y اضافه مى کنیم.این صفحه که قطر آن صفراست دنیاى دو بعدى است.اگر بعد سومى را بخواهیم بر این صفحه ى مختصات اضافه کنیم به فضا مى رسیم.
براى این کار راستاى جدیدى را بر دو راستاى قبلى اضافه مى کنیم و آن را z مى نامیم. در فضا هر جسمى توانایى حرکت در سه بعد را دارد. به سادگى تمام. پس اگر موجودى ساکن این دنیا باشد آن را سه بعدى خواهیم نامید.چهارمین بعد جایى است که دیگر مغز ما با مشکلاتى در تصور کردن آن مواجه مى شود.حالا به اینجا مى رسیم که آیا مى شود راستاى جدیدى را بر 3 راستاى قبل عمود کرد؟ خوب فکر نمى کنم راهى بیابید که چهار چوب را بر هم عمود کنید. مى دانید چرا؟ چون ما در دنیایى سه بعدى قرار داریم.
همانطور که در یک صفحه مختصات نمى شود یک مکعب کشید و باید حتما این صفحه را به فضا تبدیل کرد، در دنیاى ما هم نمى شود چهار چوب را بر هم عمود کرد. اما دنیاى چهار بعدى دنیایى است که در آن مى شود چهار چوب را بر هم عمود کرد. پس دراین میان بعد چهارم به میان مى آید. ما توانایى حرکت در بعد چهارم را نداریم چون سه بعدى هستیم. بعضى دانشمندان بنام فیزیک براى کار بر روى نظریات خود به هندسه ى چهار بعدى نیازمند شدند. از آن رو که مجبور بودند فضا و زمان را با هم پیوند بزنند. از این رو زمان را راستایى بر جهان سه بعدى ما دانستند.
خوب ما میدانیم که یک کاغذ دو بعد دارد :(طول و عرض )ما می‌توانیم این دو خط را در کاغذ بر هم عمود رسم کنیم اما آیا می‌توانید خط سومی هم روی کاغذ عمود بر آن دو رسم کنید؟ نه برای رسم این خط ما به بعد سوم نیاز داریم. در مورد بعد چهارم هم همینطور است: بعدی که می‌توان از آن خطی بر مکعب عمود کرد.
اما یک جهان چهار بعدی چگونه خواهد بود؟؟؟؟
سوفسطایی
چهارشنبه 17 شهریور 1389 07:51 ب.ظ
ذهن آدمی خالق واقعیت است و برای تغییر واقعیت،باید ذهن را تغییر داد"این تغییر در حقیقت در بعد چهارم نهاد آدمی است. افلاطون
تعریف بعد:مى توان بعد را راستا و سمت تعریف کرد. اما نه هر سمتى.هر راستا که تعریف مى کنیم (و مى توان آن را به شکل یک پیکان نشان داد) باید بر راستاى قبلى عمود باشد. مثلا اگر ما بگوییم بعد اول، با یک خط صاف طرف هستیم. خطى که مى توان در آن حرکت داشت. یک پیکان دو سو که مثلا بر حسب جهات اختراعى ما به سمت چپ و راست مى باشد. این خط را مى توان یک جهان فرض کرد.جهانى 1 بعدى. 1بعدى به معنى وجود یک توانایى حرکت. قدرت حرکت در یک راستا موجود است ،جلو و عقب.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر