تبلیغات
گروه مرمت دانشگاه آپادانا شیراز - چرا امتحانات من(محمودزاده) برای برخی دانشجویان دشوار است ؟

واژه امتحان از چه معنایی ریشه می گیرد؟
از محنت ( درد و رنج )

چرا امتحان برای همه دشوار است ؟
گویا ما انسانها از جوابگویی به دیگر ناراحت می شویم  واز اینکه مورد آزمایش قرار گیریم می هراسیم .چرا؟ زیرا می ترسیم تا پرسش های ارایه شده را ندانیم و ندانستن برای ما درد و رنج بهمراه می آورد.

چرا پرسش های ارایه شده در امتحان عینا از مطالب کلاسی و یا کتابها داده نمی شود ؟
علم تلاشی است برای پاسخگویی به پرسشهای بی جواب . عالم و دانشجو در هر عرصه علم می باید توان پاسخگویی به پرسشهایی داشته باشد که تا بحال نشنیده است و برای پاسخ به این پرسشها ی بی پاسخ می باید از راهی گذر کرد که کسی تا بحال گذر نکرده است . گذشتن از مسیری که تا بحال کسی نرفته دو عنصر را می طلبد :
1: شجاعت ورود به این مسیر
2:مهیا کردن  ابزار و توان برای ورود به مسیر
و این ویژگی ها شعور یک عالم را در برخورد به ناشناخته ها رقم می زند و دانش تلاش خواهد کرد تا این توان را به عالم ودانش جوینده اعطا کند.
 بنابراین برای رفتن به مسیر ناشناخته و پرسش ندانسته بایستی از قبل مهیا گردید و این نمی شود مگر با مطالعه صحیح مطالب درسی .( برای آشنایی با مطالعه موثر به کتاب مرتضی حورایی در لینک زیر مراجعه کنید ) http://www.farsiebook.com/ebook/1788.htm


چهارشنبه 30 اردیبهشت 1394 02:08 ب.ظ
البته جناب محمود زاده تخصصی کار میکنند و تخصص ایشون پرورش فکرهای خراب ، سه من نه شاهی و رواج هرزه نگری و هرزه نگاری در فضا هنری هست .. امتحاناتشون هم کیلویی نمره میدن ... هر جور میلشون بکشه ... هیچ مقاله ایی ازایشون دیده نشده و عضو هییت علمی هیچ دانشگاهی تشریف ندارن ... طبل توخالین ‌.... تو خالی ترین طبلی که تا به امروز دیدم
mahdeya
یکشنبه 14 آبان 1391 10:48 ق.ظ
باسلام.من همیشه عاشق امتحان بودم حتی اگر هیچ اطلاعاتی نداشته باشم.امتحانات شمارم خیلی دوست دارم.هیجان به آدم میده.همیشه مطالبی شما سره کلاس درس میدید رو خیلی خوب میفهمم.شاید به خاطره علاقم به مرمته.یاشایدبخاطری ازبچگی توبناها بزرگ شدم کارای بنای وتخصص توبنای روخوب میفهمم.الان دربه دردنباله کتابم.چون فرداباهاتون کلاس دارم.ولی خیلی آخرشین خوب آدموهیجان میدید.کتابی معرفی کردید گیرنمیاد.کل انتشارات رو زیرپاگذاشتم.امتحانات شما منو کنجکاوتر میکنه همیشه میرم دنبال جواب سوالات بعدازامتحان
سمیراعقاپور
چهارشنبه 14 مهر 1389 06:26 ب.ظ
به این دلیل که سوالات شما مفهومی است ومتاسفانه اکثربچه ها ازجمله خودمن بسیاری از مطالب سرکلاس رامتوجه نمیشوم صرفابه این خاطر که مطالب فقط بصورت تىوری ارایه میشود
هاجر قوامی
یکشنبه 11 مهر 1389 12:57 ب.ظ
درود .....
از اینکه می بینم همه ی آنچه که می بینم و می شنوم و با آن زندگی می کنم در گرو قضاوت است سخت دلگیرم و دلگیرتر آنکه قضاوت می شوم ....
قضاوت تعادلی ندارد یا این است و یا آن .... حد وسطی وجود ندارد از تو از دلیل کارت نمی پرسند... از تو از آنچه که در ذهنت می گذرد نمی پرسند و راجع به تو قضاوت می کنند ....
استاد شما خودتان می گویید خوب و بد معنایی ندارد شما خودتان می گویید مفهوم ها را ما می سازیم و نگاه ما تعیین کننده است ... پس قضاوتی که راجع به آن می گویید همه چیز را تفکیک می کند کدام را بپذیرم ؟کدام را باور کنم ؟؟؟؟ خوب و بدی وجود ندارد اما انسان ها راجع به هم قضاوت می کنند چرا تا این حد تناقض وجود دارد ؟؟؟ خواهشا دلیلی برایم بازگو کنید که بتوانم هضمش کنم و از درکش عاجز نباشم ..........
با سپاس و احترام ....



پاسخ امین محمودزاده : انسان از ابتدای هستیش قضاوت میکند و قضاوت میشود .
چرا ؟
زیرا در این صورت است که حرکت که جوهره انسان است بوجود می آید .زیرا در این صورت است که شما درمی یابی که به کدام سمت بایستی حرکت کنی و کدام را برگزینی زیرا از هر موضوعی چندین است نه یکی و ماهیت اختیار و ماهیت حرکت، به انتخاب است و شاخصه انتخاب به قضاوت خواهد بود .قضاوت هاست که مارا این گونه که هستیم و بقیه نیستند در می آورد .
من فکر میکنم پس هستم من شک می کنم پس هستم (دکارت )
مبانی هستی انسان از قضاوت هاست و مبانی قضاوت ها از شک و تعقل.
باید بسویی رفت ؟
کدام سو ؟
بسویی حقیقت عطر خود را زده و آماده استقبال است .
کدام سو ؟
همان سویی که حقیقت منتظر ماست .
کدام سو ؟
چپ
راست
بالا
پایین
از آن سو
از این سو
خانه خاله
سر فلان کوه
و....
پس بایستی رفت به راهی که ما انتخاب می کنیم .هر راهی برای رسیدن به حقیقت آماده است و به اندازه تمامی انسانها راه است برای رسیدن به حقیقت اما ابتدا بایستی رفت .
هاجرقوامی
شنبه 10 مهر 1389 12:49 ب.ظ
درود....
آزمایش ..امتحان ، درد ، محنت..
آیا انسان ها به صرف دانسته هایشان می توانند در جایگاهی قرار گیرند که دیگران اعم از شاگرد ، فرزند ، کارمند را مورد بازبینی قرار دهند ؟
هرگز نتوانستم واژه ای معادل امتحان پیدا کنم چرا که تا کنون درک درستی از این کلمه پیدا نکرده ام ..چرا؟
آیا اگر فردی سئوالی را نداند به صرف ندانستن باید راجع به او با واژه ای بدتر از امتحان ، یعنی نمره ، قضاوت کرد ؟
آیا نمره همان قضاوت فرد امتحان گیرنده است ؟
می دانم که جایی باید بین انسانها و قابلیت هایشان تفکیکی صورت گیرد ..
امتحان یک طرف قضیه است و قضاوت نیز سمت دیگر ...(منظور همان نمره است.. )
قضاوتی که گاه موجب تخریب فرد امتحان دهنده می گردد ..
این قضاوت را دوست ندارم ....
پاسخ امین محمودزاده : نتیجه هر عملی برای انسان یا پاداش است ویا تنبیه .
تنبیه و یا پاداشی که یا خود عامل آن می شود و یا دیگری .
بنابراین ما انسانهایی هستین که قضاوت می کنیم و قضاوت می شویم برای عبور از این دایره بسته بایستی قضاوت نکرد و بنابراین نباید در محیط آکادمیک مدرکی نیز داد زیرا مدرک قضاوت گروهی است از یک فرد ؟!!!!
مروارید شایان
یکشنبه 14 شهریور 1389 12:44 ق.ظ
شما می گویید ریشه امتحان از محنت و رنج است اما نمی گویید براستی برای چه امتحان می گیرید؟
من با نظر آقای سپهری موافقم با این تفاوت که نمی فهمم بچه ای که بدون توجه به جایزه،کار درست را انجام می دهد در نهایت چه خواهد داشت؟!
برای ادامه زندگی نمی توان تنها به احساس رضایت از کار صحیح بسنده کرد.
شما امتحان می گیرید که شاگردانتان را به تلاش برای کشف نادانسته ها وادارید اما آیا نمره ای که به آنها می دهید به اندازه تلاششان است؟
من نه تنها از امتحانات شما نمی ترسم بلکه تنها امتحاناتی که از آنها لذت می برم امتحانات شماست.اما ایکاش نمره دادنتان هم مثل امتحاناتتان بود.
پاسخ امین محمودزاده : دوباره من با تو بایستی کل کل کنم ؟باشد.
سئوالی دارم ولی طبق معمول از زیرش در نرو
نگو به من ربطی ندارد و...
اگر تو استاد من بودی چگونه نمره می دادی ؟
شیوه دقیقی از روش خود را برایم بگو من دقیقا همانگونه به تو نمره می دهم.
روشت البته از چهارچوب جوابگویی استاد به دانشگاه و وجدان خودش، بیرون نباشد مثلا از روی قیافه ویا تعداد کلمات نام و نام خانوادگی و...
فریده قائمی فر
پنجشنبه 21 مرداد 1389 10:49 ب.ظ
سلام استاد.من فکر نمی کنم آدم ها از شناخت ناشناخته ها ترس داشته باشن،اتفاقا اگر انسان اهل تفکر باشه،همیشه در فهمیدن چیزهای جدید حریصه.ترس ما به خاطر اینه که فکر میکنیم ممکنه به نتیجه نرسیم.و اینکه سر جلسه ممکنه ترس داشته باشیم اینه که نظام آموزشی ما از اساس دچار مشکله.ولی من اعتراف می کنم که هیچ وقت از امتحانای شما نترسیدم.
keshtgar
چهارشنبه 6 مرداد 1389 01:35 ب.ظ
ba salam
fekr mikonam soalate shoma daneshjoo ro sare jalase be chalesh mikeshe va taze bayad be masale jadidi fekr konim ke ghablan aslan besh fekr ham nakarde boodim . mosalaman stress dare . az ketabe donyaie soofi fahmidam ma hata balad nistim fekr konim va rahe hal bedim . be har hal mamnoon ostad babate inke bem yad dadin ta moghe tars hamle konam .
n.s
یکشنبه 3 مرداد 1389 06:16 ب.ظ
سلام من بیشتر برای امتحانای شما سردرگم هستم اصلا نمیدونم چی مهمه چون برای هر سه درسی که باهاتون داشتم مسائلی که برای من مهم بوده و وقت بیشتری برای اونا گذاشته بودم جزو سئوالهای امتحانی شما نبوده وقتی از بین 99 درصد از اساتیدی که باهاشون درس گذروندیم فقط شما سیستم متفاوت دارید شاید این سردرگمی طبیعی باشه همیشه یاد گرفتیم لقمه آماده دهنمون گذاشته بشه، یه مورد دیگه اینکه م.حورایی رو مطالعه کردم گفته بود همیشه از آسانترین مطالب شروع کنید باز ما عادت کردیم همه انرژیمون رو صرف هل دادن دیواری بکنیم که میدونیم هیچ تکونی نمیخوره وقتی میدونم کتاب بدیعی برام سخته نباید همه وقتمو صرفا برای اون کتاب می گذاشتم ممنون از زحمتهاتون استاد زود ناامید نشید لطفا
مهدی سپهری راد
شنبه 2 مرداد 1389 12:25 ق.ظ
انسانها ترس از امتحان دارند به خاطر اینکه قدم گذاشتن به ناشناخته ها با توجه به اینکه گفتین نباید ترسید زمانی که این ناشناخته ها بسته به زمانی محدود هستن و آدم موظف است که برای عقب نماندن از یک مسیر فقط بپرد و به مسیر توجه نکنه و اینکه معیار نمره ایست که تو برگه می گیری خوب ترس هم امری کاملا معقول به شمار میاد اما بچه ای که میدونه داره میدوه و دویدن مهمتر از مقصد و جایزه است نسبت به بچه ای که موظف به دویدن و رسیدن به آخر و جایزه است بیشتر برد می کنه اگه این معیار سنجش باشد هیچ امتحانی ترس نداره حتی امتحان استاد محمودزاده پس ناشناخته های ما آدم ها را با معیار هایی می سنجن که ترس را به دنبال خود می آورد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر